تبليغاتX
وبلاگ عشاق
شعر و موسیقی و عکس
http://www.sadaf-farahani.com/blog/uploaded_images/fall-791620.jpg

زندگی سخت ساده ست ...

http://freeebayimagehost.com/images/rpkcmn37uj1d1oj3zc8q.jpg

شکستن سادست .. ولی پیوند زدن ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 21:32  توسط نوال   | 

رفيقان ، دوستان ، ده ها گروهند

كه هريك  درمسير امتحانند

گروهي صورتك برچهره دارند ، به ظاهردوست اما دشمنانند

گروهي وقت حاجت خاك بوسند ، ولي هنگام خدمت ها نهانند

گروهي خيروشردرفعلشان نيست ،نه زحمت بخش ونه راحت رسانند

گروهي ديده ناپاكند هشدار ، نگاه خودبه هرسو مي دوانند

براين بي عصمتان ننگ جهان باد ، كه چون خوكندوبل بدتر ازآنند

ولي ياران همدل ازره لطف ، به هرحالت كه باشند مهربانند

رفيقان رادرون جان نگهدار ، كه آنها پر بهاتر از جهانند

(( شادروان فریدون مشیری )) ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 21:13  توسط نوال   | 

بی اجر و مزد کس نکند کار هیچ کس

کالای مفت نیست به بازار هیچ کس

هر کس که یار توست کند فکر سود خویش

بیهوده هیچ کس نشود یار هیچ کس

آزاد هرکه نیست ز هر بند شاد نیست

هرگز کسی مباد گرفتار هیچ کس

 از هول مرگ ترس طلبکار بدترست

در زندگی مباش گرفتار هیچ کس

تا پی نبرده ای که دلش با زبان یکی ست

دل خوش مکن به گرمی گفتار هیچ کس

((حالت)) به دوش هیچ کس بار خود منه

یا شانه هم تهی مکن از بار هیچ کس


 واقعا کسی که دل و زبونش یکیه خیلی کمه ...

خوش به حال من (( خدا رو شکر ))

دوست دارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 12:57  توسط نوال   | 

دلسوخته

دلسوخته تر از همه ی سوختگانم
 از جمع پرکنده ی رندان جهانم
 در صحنه ی بازیگری کهنه ی دنیا
عشق است قمار من و بازیگر آنم
با آنکه همه باخته در بازی عشقند
بازنده ترین است در این جمع نشانم
ای عشق از تو زهر است به جامم
دل سوخت ،‌ تن سوخت ، ماندم من و نامم
 دلسوخته تر از همه ی سوختگانم
از جمع پرکنده ی رندان جهانم
عمری ست که می بازم و یک برد ندارم
 اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم
 ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت
 بگذار ببارد به سرم سنگ مصیبت
 من زنده از این جرمم و حاضر به مجازات
مرگ است مرا گر بزنم حرف ندامت
باید که ببازم با درد بسازم
در مذهب رندان این است نمازم
عمری ست که می بازم و یک برد ندارم
 اما چه کنم ، عاشق این کهنه قمارم
 من در به در عشقم و رسوای جهانم
 چون سایه به دنبال سر عشق روانم
 او کهنه حریف من و من کهنه حریفش
سرگرم قماریم من و او ،‌ بر سر جانم
 باید که ببازم ، با درد بسازم
در مذهب رندان ، این است نمازم
 عمری ست که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 13:34  توسط نوال   | 

نمی دونم واقعا آدم باید زتدگی رو به چی ببازه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گرم یاد آوری یا نه !!! من از یادت نمی کاهم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 20:32  توسط نوال   | 

به قول یکی از دوستام :

زندگی قصه ی مرد یخ فروشه که ازش پرسیدن فروختی ؟؟؟!

گفت : نفروختم !!! ... تموم شد ..

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت 15:42  توسط نوال   | 

گل رؤیا

آن که رسوا خواست ما را، پیش کس روا مباد!
وان که تنها خواست ما را، یک نفس تنها مباد!
آن که شمع بزم ما را با دَمِ نیرنگ کشت
محفلش، یارب، دمی بی شمع شب فرسا مباد!
چون گزیر از همدمی گردنکش و مغرور نیست
با من از گردنکشان، باری، به جز مینا مباد!
چون گل رؤیا به گلزار عدم روییده ایم
منتی از هستی ی ِ ما بر سر دنیا مباد!
می توان خفتن چو در کوی کسی همچون غبار
پیکر تبدار ما را بستر دیبا مباد!
سایه ی ویرانه ی غم خلوت دلخواه ماست
کاخ مرمر گون شادی از تو باد از ما مباد!
ما و بانگ شب شکاف مرغک آواره یی
گوش ما را بهره از شور هزار آوا مباد!
غرق سرگردانی ی ِ خویشیم چون گرداب ِ ژرف
هیچمان اندیشه از آشفتن دریا مباد!
امشبی را کز مِی ِ پندار، مست افتاده ایم
با تو، سیمین، وحشت هشیاری فردا مباد!


سلام سال نو رو با شعری از سیمین بهبهانی شروع کردم ...

امیدوارم سال خوبی داشته باشید . . . 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 12:22  توسط نوال   | 

سلام سال نو رو به همتون تبریک می گم .. امیدوارم

توی سال نو همیشه شاد و عاشق و صادق باشید.

امسال هم گذشت ..زندگی میگذره ولی مهمه که چطوری بگذره !!!!

برای همتون آرزوی موفقیت دارم

دوست دارم  


نو بهار است بر آن کوش که خوش دل باشی

که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش

که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

چنگ در پرده همی می دهدت پند ولی

وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی

در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است

حیف باشد که ز حال همه غافل باشی

گرچه راهیست پر از بیم ز ما تا در دوست

رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

نقد عمرت ببرد قصه دنیا به گزاف

که شب و روز در این قصه ی مشکل باشی

حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد

صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی

سال نو مبارک ... دوست دارم ...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 10:40  توسط نوال   | 

دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده

انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده

دوری از صد بار مردن هم بدتره .. خیلی بهار سخته وقتی بوی زمستون بده ...

در حسرت فردای تو تقویممو پر می کنم

هر روز این تنهایی رو فردا تصور می کنم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 12:26  توسط نوال   | 

بهار خیلی قشنگه ولی قشنگ تر از اون اینه که با دلت باشی ...

خیلی دوست دارم پیشم باشی ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 12:17  توسط نوال   |